ناظم الاسلام كرمانى
444
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
مشير الدوله در بدايت عمر كه از نائين جلاء وطن كرده بطهران آمده بود ميگويند يك مدتى بكتابت تحصيل معاش ميكرده بعد در اداره ميرزا عبد الوهاب خان نصير الدوله ( آصف الدوله ) نوكرى پيدا كرد كه تقريبا ماهى به دو سه تومان مواجب خدمت ميكرد تا زمانيكه ميرزا سعيد خان مؤتمن الملك وزير امور خارجه مىشود ميرزا نصر اللّه خان هم آن اوقات داخل بوزارت امور خارجه مىشود و پس از مدتى كه در آن اداره خدمت مىكند مرحوم ميرزا ابراهيم خان نايب الوزاره بكارگذارى مهام خارجهء آذربايجان مأمور و ميرزا نصر اللّه هم به سمت منشىگرى با ميرزا ابراهيم خان بتبريز ميرود و در آنجا متأهل مىشود دختر حاجى ميرزا تقى آجودان كارگذارى را كه مادر ميرزا حسن خان ( مشير الدولهء حاليه ) و ساير اولاد مشير الدوله است اختيار مىكند بعد از فوت ميرزا ابراهيم خان نائب الوزاره او هم بطهران مراجعت مىنمايد و باز در وزارت خارجه مشغول خدمت مىشود و چون بسيار آدم كاركن و زحمتكش و در نوكرى پشتكار فوق العاده داشته در سنه 1299 بنيابت دوم وزارت امور خارجه و مديرى تحريرات اداره روس منصوب و پس از مدتى بمنصب خانى و لقب مصباح الملكى ملقب و برتبه نيابت اول وزارت خارجه نائل و در سنهء 1308 بلقب مشير الملكى ملقب مىشود و آن اوقات وزارت امور خارجه با مرحوم ميرزا عباس خان قوام الدوله بوده و چون ميرزا على اصغر خان امين السلطان در آنوقت در پيشگاه و دربار سلطنت ناصر الدين شاه تقرب فوق العاده داشته ميخواست رشتهء پلتيكى امور مملكت را هم در دست داشته باشد ليكن از آنجا كه مرحوم ميرزا عباسخان قوام الدوله وزير امور خارجه بسيار آدم غيور و متين و صاحب نخوت و غرور فوق العاده بوده نميخواست امين السلطان در كارهاى وزارت خارجه مربوط باشد بعبارة اخرى زيربار تمكين امين السلطان نميرفته اما امين السلطان چون قرب فوق العاده در نزد شاه داشت باينواسطه بوزارت امور خارجه نيز دخالت داشت و براى اينكه مقاصد خود را در امور پلتيكى بدست آورده باشد مشير الملك را پيش ميكشد و بواسطهء او به تمام كارهاى وزارت خارجه دخل و تصرف ميكرد كه در واقع مشير الملك را نوكر خودش ميدانست و كارهاى راجع بخارجه را بميل و ارادهء خودش اداره ميكرده تا كمكم مشير الملك اعتماد و وثوق فوق العاده در نزد امين السلطان پيدا كرد كه علاوهبر كارهاى وزارت خارجه در امور داخله مملكت هم از قبيل تعيين حكام و ساير امور بزرك دولتى دخالت تامه داشته كه در همان اوقات باتّكال و اعتماد بامين السلطان و همراهى او از حيث ثروت و مكنت پيش افتاد تا اينكه در سال 1310 بمعاونت و مديرى كل وزارت امور خارجه و اعطاء يكثوب خلعت جبهء ترمه شمسهء مرصع نائل مىشود و در سنهء 1314 كه امين السلطان صدر اعظم از صدارت معزول و بقم تبعيد شد و صدارت ايران بمرحوم ميرزا على خان امين الدوله رسيد و وزارت جنك بشاهزاده فرمانفرما عبد الحسين ميرزا مفوّض گرديد از آنجا كه مشير الملك آدم سليم النفس و با حسن سلوكى بود با وجود مخالفت مرحوم امين الدوله با امين السلطان و با وجود مخالفت امين السلطان با شاهزادهء فرمانفرما وزير جنك و با آن اعتماد و وثوق و محرميّتى كه مشير الملك با امين السلطان داشت با همهء اين كفايت كه ظاهر داشته باز شاهزاده فرمانفرما مشير الملك را بوزارت لشگر انتخاب نموده و شرط قبول وزارت جنگى خود را موكول بتفويض وزارت لشگر بمشير الملك نمود و به اين واسطه از مديرى و معاونت وزارت خارجه منفصل و بوزارت لشگر